فایل صوتی را از اینجا بشنوید
نه فرنود و نه کس دیگری فکر نمیکرد جامعه ما آن قدر مستعد برای جوسازی باشد که با گفتن چند کلمه کودکانه توام با صداقتی که بیشک فقط میتواند از باطن آیینهگونه یک کودک بر آید، موجی به راه بیافتد.
حتا به قول «فرورتیش رضوانیه» روزنامهنگاری که صفحه «فرنود راستگو» را در فیس بوک راه انداخته بود، باور کردنی نبود که در این صفحه تعداد اظهار علاقهها یا همان «لایک»هایش به بیش از سیهزار برسد، آن هم در کمتر از دو روز. اظهار نظرها مانند همیشه آغاز شد. گروهی به فشارهای نظام موضوع را مربوط کردند. گروهی این حرکت را نشانه بیصداقتی «خاله نرگس» مجری برنامه که نشانه و سمبل دروغگویی حاکمیت بوده است، دانستند.
از سویی دیگر نیز رسانههای طرفدار حاکمیت نیز این حرکت را شکست جنبش سبز قلمداد کردند. طرفداران صفحه فیس بوک فرنود راستگو از سی هزار گذشت و از کامنتهای مستهجن تا سیاسی و احساسی و شعرهای تغییر یافته تا عکسهایی که به طنز بخشی از بدن فرنود هفت ساله بود را منتشر کردند که به قول راهانداز این صفحه کارش بشود شبانهروز پاک کردن این نوشتهها. بالاترین موضوع داغ بخش مشخصی از بدن فرنود خردسال شد در حالی که:
فرنود پسرک خردسالی بود که وقتی مجری از او در یک برنامه تلوزیونی پرسیده بود آیا او کارهایش را خودش انجام میدهد با صداقت گفته بود که وقتی دستشویی میرود خودش، خودش را میشوید.
صفحه فرنود در فیس بوک گل کرد، خواستم برم دنبال کسی که صفحه را ساخته بود. اما صبر کردم. آیا فرنود احساس خوبی به آدمهایی داشت که در این صفحه برایش چیزی مینوشتند؟ چند جوان بر روی یوتیوب صحنه را بازسازی کردهاند و گروهی نیز نظرسنجی گذاشتهاند. راستی فرنود یک خطاکار است؟
آیا کسانی که میخواهند به موضوع و یا خواسته دیگری برسند این پسر خردسال را نشانه نگرفتهاند؟
مهدی میگوید: «به نظرم ما بیرحم شدهایم» او کاربری است که در ابتدا به صفحه فرنود راستگو لایک داده و به قول خودش بعد از کامنتها «دیس لایک» کرده است. ادامه میدهد: «اول برایم جالب بود که فرنود و راستگوییاش حرف جالبی است برای اینکه بگوییم چرا آدمها خودشان را سانسور میکنند. اما راستش چند ساعت بعد که رفتم باور نمیکردم آدمها به این راحتی بتوانند همه چیز یک کودک را به بازی بگیرند.»
فرورتیش رضوانیه روزنامهنگار و طنزپرداز است. به قول خودش «متاسف» است که این صفحه را راه انداخته. فرورتیش بعد از اینکه تعداد لایکها به سی هزار نفر میرسد امکان نوشتن روی این صفحه را میبندد. «دیگر کنترلش از دستم در رفته بود. همه بیرحمانه هر چه میخواستند مینوشتند. من دلم به فرنود سوخت. اول قصدم این نبود، اما دیگر کسی به قصد اصلیام توجه نداشت. حتا گروهی مرا با ایمیل تهدید میکردند که نمیگذارند این کار را بکنم.»
از او پرسیدم: «آیا خودش فکر میکرد این صفحه سیهزار مخاطب بگیرد آن هم در چند ساعت؟ فرورتیش رضوانیه دنبال چه بود که این صفحه را راه انداخت؟»
جایی که همهچیز سیاسی میشود
«فرنود هر روز جهت شستن شوشول دشمن شکن خود تحت شدیدترین تدابیر امنیتی به دستشویی میرود.»
«در پی اظهارت خاله نرگس، قیمت ماشین لباسشویی در بازار 200 درصد افزایش یافت.»
«آخرین خبر = فرنود در حصر خانگی»
«نگذاریم شوشول فرنود به دست بیگانگان بیفتد…»
این بخشی از نوشتههای این روزها است که بر روی جامعههای مجازی دست به دست میشود. بازی که انگار حتا لبهاش به جریانات بعد انتخابات هم گیر میکند. مواردی که پیشتر به عنوان یک فصل خطاب مطرح میشد، امروز موضوع خنده میشود.

No comments:
Post a Comment